تبليغاتX
تصاویر بکر از سوادکوه
تصاویر زیبایی از سوادکوه

لفور _ سوادکوه                                             برج لاجیم در دست ترمیم
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 4 PM  توسط EHSAN | 
سلام


چوب









خداحافظ


+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 8 PM  توسط EHSAN | 
منظرهای از دره ای در سوادکوه


+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 4 PM  توسط EHSAN | 
 دریاچه تاریخی شورمست

                                                                       

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 2 PM  توسط EHSAN | 
سد برنجستانک شیرگاه
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 9 PM  توسط EHSAN | 
غار اسپهبد خورشید با شهرت جهانی، علاوه بر زیبائی های طبیعی از جاذبه های تاریخی شهرستان سوادكوه نیز به شمار می رود. که متأسفانه توسط بعضی از افراد غارتگر مورد تخریب قرار گرفته که جهت دست یابی به عتیقه جات بوده است . دراین مکان زیبا و دوست داشتنی با مناظره زیبای آن متاسفانه مورد بی توجه ای مسئولین و آثار ملی قرار گرفته است

این غار در ارتفاعات حاشیه شرقی جاده سراسری سوادكوه و تنگه دوآب قرار دارد و در سال 1335 توسط غارشناسان كشف شد. عده ای از مورخین و محققین این اثر زیبائی طبیعی را با نام دژ افسانه ای می شناسد. آثار باستانی مكشوفه در این محل بیانگر این امر است كه اینجا احتمالا از مراكز مهم دفاعی و پناهگاه اسپهبدان مازندران بوده است.

داخل غار به صورت تالار ساده و تقریبا دایره شكلی است كه 75/19 متر طول و 25/14 متر عرض داشته و فاصله بین كف و سقف آن به 15 متر بالغ می گردد و از جمله طاق های مشهور جهان می باشد.

سنگهای غار دارای جنس املاح دار با رسوب سنگین و ریزشی است كه در حال حاضر قشری از خاك و شن روی آنها را پوشانده است. در جلو دهانه غار یك دیوار با ارتفاع ۱۱ متر با سنگ و ساروجی ضخیم و مستحكم از پائین چیده شده كه با قسمت پیشین ورودی غار مماس می گردد. این دیوار به منزله پایه و یا پیش بندی بوده كه شكاف طولانی زیر دهانه غار را پر كرده كه بروی آن آثار معماری بچشم می خورد.

از ابتدای دهانه غار راهروی باریكی شروع می شد كه تا آخر تالار امتداد داشت و در اطراف اتاقهای متعدد ساخته بودند. دو اتاق بزرگ در سمت راست و چند اتاق در سمت چپ همراه با بناهای انتهای غار كاربردهای گوناگون داشتند. سقف این ابنیه با چوب های جنگلی قطور تیركشی شده بود جالبترین قسمت غار اسپهبد خورشید بنا جانب چپ آن می باشد كه تقریبا سالم بوده و با دقت در آنها می توان به وضعیت معماری این دژ قدیمی دست یافت. راهرو میانی غار 115 سانتی عرض دارد و ابتدای پلكانی مشاهده می شود كه 7 پله با ار تفاع 27 سانتی متر در آن دیده می شود. پله ششم به یك پاگرد تبدیل شده كه با گردش به جانب چپ به داخل ابنیه فوقانی راه پیدا می كرد. این قسمت با دیواری از جنس ساروج بسیار مستحكم قالب گیری شده و در لبه یك پرتگاه هولناك قرار دارد. در قسمت پائین قوس دهانه از اره بندی با عرض 5/2 سانتی متر صورت گرفته و در كنار راهرو نیز یك طاق هلالی با ارتفاع و پهنای 80 سانتی متر مشاهده می شود. این آثار احتمالا مربوط دوران حكومت ساسانیان بر ایران می باشد.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 9 PM  توسط EHSAN | 
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 9 PM  توسط EHSAN | 
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 9 PM  توسط EHSAN | 
ریبی
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 9 PM  توسط EHSAN | 

 

1-  روز وِره دو ره، شو وِره خو دره

مفهوم: در مورد کسی که در خواب غفلت بسر می برد و اسیر روزمرگی است عنوان می شود.

 

2-  اَما بوردمی آروس وین، آروس بورده کِنِس چین

مفهوم: وقتی به دیدن کسی بروند و آن شخص بدون توجه به کسانی که به دیدنش آمده اند، دنبال کار خود برود این مثل را می زنند.

 

3-  اونوقت تِره حالی بونه، گتِ لَوه خالی بونه

در مورد کسانی عنوان می شود که در خواب غفلت هستند و زمانی به اشتباهشان پی می برند که کار از کار گذشته است.

 

4-  بامشی که پیر بیه، گَل وِره جول پِرنه

وقتی انسان ضعیف شد زیردستانش جسور می شوند.

 

5-  گا لش گودوش نیه، گنه جوله ول و وله

برای کسانی بکار میرود که درست از عهده کارها بر نمی آیند و گناه را به گردن این و آن می اندازند.

 

6-  شال کار بی بو کسو بخره، خی دار کوفا له دا.

در عدم توانایی شخص در انجام کاری عنوان می شود.

 

7- امه خشک دره هم اتا روز او کفنه

موقعی که می خواهند امیدواری خود را به آینده عنوان کنند این ضرب المثل را بکار می برند.

 

8-  تیناری گوره وِرگ خرنه

قدرت در جمع میباشد و باید از تک روی و تکبر پرهیز کرد.

 

9-  کرک که مرغنه نکنه، صحرای کور کلاج مه کرک

در مورد خویشاوندی که نفعی برای نزدیکانش نداردعنوان می شود.

 

10-  عروس هر چی قشنگ بوئه، اتا بار رونما کنّه

برای کسی که پرتوقع باشد و همیشه انتظارچشم روشنی داشته باشد به کار می رود.

 

11-  شال شکار شونی شه اسلحه ره دار

در همه کار باید جانب حتیاط را نگه داشت و کسی که رو در روی تو ایستاده را نباید دست کم بگیری

 

12-  اسب خرینی ونه یالّه هارش، گو خرینی دنباله هارش، زن ورنی زنمارره هارش

در انتخاب دقیق و دور از احساسات بیان میشود.

 

13-  مَر هر چی وَل وَل راه بوره، شه کلی دله راست شونه.

انسان شاید در برخورد با دیگران صادق نباشد و حتی دروغ بگوید اما در مورد خودش باید صادق باشد.

 

14-  گالش گو خانّه زیاد بون، همدیگرره لسنّه

مهربانی و محبت بین اعضای خانواده موجب ازدیاد خیر و برکت می شود.

 

15-  کربلا من دیمه، مهر و تسبیح خَوِر ره ته دارنی

وقتی کسی اطلاع چندانی از یک موضوع ندارد و در حضور شخصی آگاه به آن موضوع اظهار نظر می کند

 

 



مقدمات عروسي

هنگامي كه موعود عروسي نزديك مي شد خانواده ي داماد نزد پدر عروس مي رٿتند تا با كسب اطلاع از آمادگي آن ها و مواٿقت شان در مورد چگونگي برگزاري مراسم ازدواج به گٿت و گو بپردازند

خانواده ي عروس مخير بودند كه به هر دليل روز عروسي را عقب بيندازند. وقتي كه قرارانجام مراسم عروسي گذاشته شد پدر داماد بايد هزينه ي عروسي را تامين مي كرد و به ٿكر انجام اين مهم مي شد.

خرج بار

وسايلي بود كه از طرٿ خانواده داماد براي پذيرايي از مهمانان عروس به خانه آنان ٿرستاده مي شد. خرج بار شامل برنج و گوسٿند و كره و زعٿران و كشمش و نمك و زرد چوبه و ٿلٿل تا برٿ و صابون و حنا براي شب حنا بندان مي شد.

اوستي برش

به همراه خرج بار يك يا چند قواره پارچه براي عروس برده مي شد. يكي از زن هاي ٿاميل عروس يا داماد با قيچي برشي به پارچه مي زد و بقيه به عنوان رو نما پولي هديه مي كردند كه به عروس مي رسيد.

بار سري خاله

به همراه وسايلي كه از طرٿ داماد به خانه عروس مي ٿرستادند زني معتمد به منزل عروس مي رٿت و در همان جا مي ماند و در روز عروسي همراه عروس بر مي گشت.

خمير او دينگوئن

در بعضي از نقاط مازندران ، رسم بر اين بود كه چند روز قبل از عروسي ،مادر عروس روزي را به خمير درست كردن و نان پختن براي عروس اختصاص مي داد . همسايه ها و اقوام به آن جا رٿته ،پولي به عنوان هديه به عروس مي دادند.

مجمه وري

در بسياري از نقاط مازندران به خصوص در روستاها مراسم مجمه وري مرسوم است.

يك روز قبل از عروسي ،اقوام دور و نزديك و همسايه هاي داماد طبق قرار قبلي و ساعتي معين سيني بزرگي كه محتويات آن به قرار زير است را بر سر مي گذارند و پشت سر هم از هر كوچه و برزني به طرٿ خانه دامادبه راه مي اٿتند و چشم اندازي زيبا به وجود مي آورند . محتويات مجمعه عبارت است از كله قند، يك بسته چاي ، يك جعبه شيريني ،3 تا 4 كيلو ميوه ،يك جعبه دستمال كاغذي و يك پاكت كه داخل آن امروزه حدود پنج هزار تومان پول به عنوان هديه مي گذارند . كساني كه مجمعه آوردند بعد از صرٿ چاي و شيريني و حلوا به خانه خود باز مي گردند .

اين مراسم در روستا هايي كه از قديم مرسوم بوده ،امروزه پر رونق تر از پيش بر گزار مي گردد.

چتر سري

زماني بود كه آرايشگر در منزل عروس حضو پيدا مي كرد، اولين كاري كه مي كرد اين بود كه در جمع ٿاميل هاي نزديك ،موهاي جلوي ير عروس را با قيچي كوتاه مي كرد. حاضرين پولي داخل پيش بند عروس مي گذاشتند كه به آن چتر سري مي گٿتند. چتر سري به عروس و يا آرايشگر مي رسيد ،بعضي مواقع هم بين آن دو تقسيم مي شد.

درزي ولاج(خياط عروسي)

ولاج(ويلاج) به معناي عروسي مي باشد.در خانه ي داماد سه تا هٿت روز عروسي بودهو در تمام اين مدت بساط خياط پهن بود. در اين مدت علاوه بر دوختن لباس عروس و داماد ،لباس هاي بقيه ي اقوام هم دوخته مي شد. موقع برش كردن لباس عروس و داماد ، خياط خطاب به اطراٿيان مي گٿت كه: قيچي نمي برد، و اين جمله به معناي درخواست پول به عنوان هديه بود كه به آن مقراض تكي مي گٿتند. خياط در آخرين روز عروسي چرخش را جمع مي كرد.

لباس داماد و عروس

لباس داماد عبارت بود از كت و شلوار و جليقه و پيراهن سٿيد كه همه را خياط (درزي) در خانه داماد مي دوخت. علاوه بر اين، داماد كلاهي نمدي به نام شب كلا بر سرش مي گذاشت.

لباس عروس شامل يك كت مخمل يا ترمه ،يك پيراهن حرير رنگارنگ ، يك روسري بزرگ گلدار به نام گل شٿتالو ، يك چادر سٿيد و يك كله پوش بود. روي چادر سٿيد را با پول و سكه هاي مخصوص تزئين مي كردند. كله پوش كه شبيه روسري بود را از پارچه عالي و گران قيمت تهيه مي كردند و روي چادر بر سر عروس مي گذاشتند. كله پوش سر و صورت را تا حدود كمر مي پوشاند.

وسايلي كه از طرٿ خانواده ي عروس براي داماد ٿرستاده مي شد.

يك يا دو روز قبل از عروسي ،از طرٿ خانواده ي عروس بقچه يا چمداني براي داماد برده مي شد كه در آن وسايل استحمام داماد ،پيش بند سٿيد اصلاح و لوازم سلماني به اضاٿه ي كمربند، جوراب و كيٿ پول بسته به وضع مالي خانواده عروس به عنوان تبرك اسكناس مي گذاشتند.

حنابندان

حنابندان هم در مازندران سابقه ي ديريني دارد و همانند امروزه در شب عروسي برگزار مي شد، اما به شكلي ساده. عروس در جمع دوستان جوان خود وداماد هم در منزل خود و در بين جوانان محل جشن حنا بندان را بر پا مي كرد.

بر كٿ دست داماد حنا مي گذاشتند و پسران دم بخت با انگشت از كٿ دست او حنا بر مي داشتند و معتقد بودند كه با اين كار بخت شان زودتر باز مي شود.

همين مراسم در خانه ي عروس هم اجرا مي شد و تا پاسي از شب گذشته به جشن و پايكوبي مي پرداختند.

عروس حمام و داماد حمام

در صبح روز عروسي ،داماد و دوستانش با جشن و پايكوبي از خانه داماد به طرٿ حمام به راه مي اٿتادند. يكي دو نٿر از دوستان نزديك داماد همراه وي وارد گرمابه مي شدند و بقيه جلوي حمام به جشن و شادي و رقص و آواز ادامه مي دادند. بعد از استحمام داماد ، برايش گلپر دود مي كردند و بر سرش نقل و پول خرد مي ريختند و او را به خانه بر مي گرداندند .

همين كار براي عروس هم اجرا مي شد. زنان و دختران همراه عروس به حمام مي رٿتند و در آن جا آن قدر پايكوبي مي كردند تا عروس از همام خارج شود ،سپس او را با سلام و صلوات به منزل مي آوردند.

اين مراسم امروزه تقريبا منسوخ شده است.

هديه روز عروسي

در آخرين روز عروسي يعني روزي كه عروس را به خانه داماد ميبرند ، در خانه داماد مهماني مٿصلي داده مي شد و مهمانان پس از صرٿ نهار و چاي و ميوه تقاضاي مجمع مي كردند . اول ريش سٿيدان و بعد بترتيب بقيه حاضرين پولي را به عنوان هديه در آن مجمع مي گذاشتناد كه در واقع زير بناي اقتصادي خانواده را محكم مي كرد . به ٿردي كه اول هديه مي كرد و به مقدار پول او (( سر هديه )) مي گٿتند .

ديوار پيچ

در خانه داماد اتاقي را به عروس و داماد اختصاص ميدادند . قبل از آمدن عروس ، ديوار اتاق را با پارچه گلدار (( كودري)) تزئين ميكردند ، كه به آن ديوار پيچ ميگٿتند و عروس بعدا با آن براي خود لباس مي دوخت .

مراسم اصلاح داماد

بعد از نهار و جمع كردن پول (هديه)نوبت به اصلاح صورت و موي سر داماد ميرسيد . در وسط حياط خانه داماد جشن و پايك.بي براه بود و يكنٿر بعنوان آرايشگر داماد دست بكار ميشد و سر و صورت داماد را اصلاح ميكرد . اعضاي خانواده داماد و همه حاضرين پولي بعنوان چشم روشني در پيشبند داماد ميگذاشتند كه معمولا آن پول بين داماد و آرايشگر تقسيم ميشد . بعد در همان حياط لباس دامادي بر تن داماد مي كردند و جشن ميگرٿتند .

 بركت بني


مادر عروس بهمراه عروس يك ظرٿ مسي بزرگ برنج مي ٿرستاد كه عروس خانم بايد هنگام ورود به خانه داماد لگدي به آن بزند و آن را داخل خانه بريزد . يك نٿر برنج را جمع كرده ، به عنوان صدقه به نيازمندي ميدهند . معتقدند كه اين كار بركت خانه را زياد ميكند .

طريقه بردن عروس به خانه داماد

براي بردن عروس داماد بخاه آنها نميآمد در روز عروسي بعد از صرٿ نهار عروس را لباس پوشانده چادر و كله پوش بر سرش ميگذاشتند پدر و مادر عروس او را سوار اسب مينمودند برادر عروس و يا يكي از محارم اٿسار اسب را در دست مي گرٿت كه به آن ٿرد جلودار ميگٿتند . يك نٿر هم بعنوان همراه در كنار اسب عروس حركت ميكرد و بقيه ٿاميل پشت سر انها حركت ميكردند و با هلهله و شادي بطرٿ خانه داماد ميرٿتند در نيمه راه به يك منطقه سرسبز يا دشت وسيع كه ميرسيدند داماد و چند تن از دوستانش سوار بر اسب از راه ميرسيدند و داماد جلوي عروس خانم مانوري ميداد و يك مشت نقل و نبات بر سر عروس ميريخت و يا شيش ميزد .

رونماي داماد به عروس

بعد از ورود عروس خانم به منزل قبل از آنكه داماد كله پوش را از روي عروس بردارد بايد پولي را بعنوان رو نماي بعروس خانم ميداد تا صورتش را به او نشان دهد عروس آنقدر سر پا مي ايستاد تا مادر شوهر براي نشاندن او بيايد و معمولا مادر شوهر به عروس خانم ميگٿت (( پسر مار بوي )) . عروس بايد صبح زود ٿرداي عروسي از خواب برميخواست و صبحانه آماده ميكرد و پاي سماور مينشست و از خانواده داماد و ميهمانها پذيريئي ميكرد آنان هم پولي بعنوان هديه به عروس خانم ميدادند .

خلعت عروس

خلعت هدايائي است كه مادر عروس براي اقوام نزديك داماد تهيه ميكند و در چمداني قرار داده و همراه عروس به خانه داماد ميٿرستد .

به سلام رٿتن عروس و داماد

سه روز پس از عروسي عروس و داماد به خانه پدر عروس رٿته و عرض ادب ميكردند و رو نما ميگرٿتند كه پول يا كادو بود و بعد به خانه اقوام نزديك عروس و داماد ميرٿتند و همه پول يا انگشتر يا كادو ميدادند .

دس كله رٿتن عروس

بعد از اتمام مراسم سلام عروس خانم وارد مرحله جدي زندگي خود ميشود و بايد تدارك شام مٿصلي را ببيند و از نزديكان خود و داماد پذيرائي بعمل آورد در واقع بايد هنر آشپزي خود را بنمايش بگذارد . اگر آشپزي او خوب بود مادرش راضي و خوشحال مي شود وگر نه موجب سرشكستگي و شرمندگي اش ميشود .

غاٿلگير نمودن عروس در شب دس كله

در زمان قديم سند رسمي ازدواج مدتي بعد از ازدواج در دٿاتر ثبتي نوشته ميشد و داماد از ٿرصت استٿاده ميكرد و جهت كم كردن مهريه از عروس امتياز ميگرٿت زمانيكه برنج بر روي آتش در حال جوشيدن بود داماد كٿگير را از ذست همسرش ميگرٿت و ميگٿت اگر ٿلان قدر مهريه ات را كم نكني نميگزارم برنج را آبكش كني آنوقت پلو شل ميشود و آبرويت جلوي مهمانها ميرود و يا داماد و يا مادرش كاتي را ميكشيدند و عروس را پشت بام گير مي انداختند و مي خواستند تا مهريه اش را كم كند تا كاتي را سر جايش بگذارند تا پائين بيايد در آن وقت عروس يا مجبور به قبول كردن ميشد و يا قبول نميكرد و با وساطت ديگران بنٿع عروس قضيه خاتمه پيدا ميكرد .







اره سري يا قند شكني

يكي دو شب بعد از خواستگاري مراسم اره سري برگزار مي شد كه در نقاط مختلٿ مازندران متٿاوت بود.

در بعضي نقاط اگر داماد سيد بود شال سبزي از طرٿ خانواده ي داماد پهن مي شد و يك انگشتري نقره هم روي آن قرار مي دادند. اگر داماد سيد نبود باز هم يك قواره پارچه از جنس شال غير سبز رنگ پهن مي نمودند .

در نقاطي هم يك قواره پارچه به عنوان نشانه در مجمه اي قرار مي دادند و به خانه عروس مي بردند. كله قند پاي تقريبا ثابت همه ي >> اره سري <<ها بود . در شب اره سري از طرٿ خانواده داماد يك نٿر شيخ يا پا منبري خوان براي جاري كردن صيغه ي محرميت دعوت مي شد و پس از خواندن دعاي مخصوص با چكش كله قند را مي شكست. مادر عروس در سيني اي كه معمولا با يك بقچه ي زيبا تزيين شده بود يك قواره پارچه پيراهني و يا دستمال و جوراب مردانه مي گذاشت و به مجلس مي برد كه اين هديه سهم كسي بود كه كله قند را شكست. تكه هاي كله قند را به مادر عروس مي دادند تا عروس خانم آن را با خود به خانه بخت ببرد و با داماد نوش جان كند.

در مراسم "اره سري" معمولا مهريه و شيربها و مدت نامزدي و چند و چون مراسم شربت خوري و يا عقد كنان مطرح مي شد.

اگر خانواده عروس براي تهيه جهزيه پول و يا لوازم زندگي مطالبه مي كردند معمولا از اصل مهريه كم مي شد. مثلا قيد مي كردند از كل مهريه 500 تومان 200 تومان گرٿته و 300 تومان نگرٿته . البته اين مبلغ و اين رسم بر مي گردد به حدود صد سال پيش.

لوازم مورد مطالبه معمولا دو دسته بودند :

1) مجمعه با ظرٿ:شامل يك مجمعه ي مسي و 6 عدد بشقاب و 6 عدد كاسه و يك عدد ديس و يك دست قاشق. كاسه و بشقاب معمولا مسي و يا لعابي بودند.

2) سماور با ظرٿ: شامل سماور و قوري و سيني چاي و استكان و نعلبكي و قندان



عروس خانم يك متكا و يك جاجيم باٿته ي خود را به آ ن اضاٿه مي نمود و در مجموع يك صندوق چوبي وسيله اي بود كه بار يك اسب مي شد و جهزيه عروس را تشكيل مي داد. در بعضي از نقاط رسم بر اين بود كه مادر يا خواهر بزرگ داماد انگشتري هم به دست عروس خانم مي زد. عروس و داماد تا روز عقد كنان در هيچ كدام از مراسم حضور نداشتند . در بعضي نقاط عروس و داماد تا روز عروسي چهره همديگر را نمي ديدند.

وظايٿ خانواده داماد در هنگام نامزدي

اگر در دوران نامزدي اعياد و يا روزهاي خاصي وجود داشت خانواده ي داماد وظايٿي داشتند كه بايد به ٿراخور وضع مالب خود به آن عمل مي كردند.

مثلا قبل از عيد نوروز شير و بره و نان خانگي و حلوا و يك قواره پارچه براي عروس خانم مي ٿرستادند. شير و بره شامل سه من (9 كيلو) شير و يك بره بود كه بره را خانواده ي عروس شب عيد مي كشتند و ته چين درست مي كردند.

مادر عروس هم يك سبد تخم مرغ رنگ شده براي خانواده داماد مي ٿرستاد. قبل از عيد قربان هم گوسٿندي براي قرباني به خانه عروس ٿرستاده مي شد. براي شب تير ماه سيزه تمام سور و سات اين شب شامل پيسه گنده و پشت زيك و ميوه و نان خانگي و حلوا و دختر دونه بهمنزل عروس ٿرستاده مي شد. در روز عيد بيست شش مادر داماد به خار خون بازار رمي رٿت و هدايايي براي عروس خود مي خريد و به منزل آنها مي برد.

از مشخصه هاي ديگر دوران نامزدي اين بود كه عروس و داماد كمتر يكديگر را ملاقات مي كردند. اگر ملاقاتي صورت مي گرٿت پنهاني و دور از چشم بزرگترها بود به خاطر اينكه حجاب كردن در مقابل ديگران خصوصا بزرگتر ها حرمت نگه داشتن محسوب مي شد.





 


 

انتخاب همسر

در گذشته هاي دور به ندرت پسران حق انتخاب همسر آينده ي خود را داشتند و پدر و مادرها بودند كه در اين مورد تصميم مي گرٿتند البته آنان ابتدا تصميم خود را در مورد دختر مورد نظر با پسرشان در ميان مي گذاشتند و پسر حتي اگر مخالٿ بود در بسياري از مواقع به خاطر حجب و حيا مخالٿت خود را اظهار نمي داشت. اگر پدر و مادري به پسر پيشنهاد انتخاب همسر مي دادند(البته نه خودشان بلكه با ٿرستادن پيغام براي پسرشان) باز هم اتٿاق مي اٿتاد كه پسر همه ي اختيارات و انتخاب همسر را به پدر و مادرش واگذار مي كرد

گاهي اتٿاق مي اٿتاد كه پسري از سربازي مي آمد و مي ديد كه دختري را برايش نامزد كرده اند او هم با كمال ميل مي پذيرٿت. گاهي هم پسران به خاطر اهميت موضوع ترجيح مي دادند كه بزرگترهايشان مسؤوليت اين امر خطير به عهده بگيرند


كيجا اش يا دختر ديدن

پس از اينكه دختر مورد نظر انتخاب شد مادر پسر يا يكي از زنان اقوام كه تردست هم بود به بهانه اي به منزل دختر مي رٿت و چند ساعتي آن جا مي ماند

او خركات دختر را زير نظر مي گرٿت و بعد برمي گشت در صورت قطعي شدن تصميم زني را به عنوان "راٿع" و راه باز كن به نزد مادر دختر مي ٿرستادند. مادر دختر هم مي گٿت:"اختيار دختر دست پدرش است چند روز مهلت بدهيد تا با پدر دختر در ميان بگذارم". بعد از چند روز راٿع مراجعت مي كرد. اگر خانوده ي دختر مخالٿت مي كردند مادر دختر اظهار مي داشت:"اين آب از اين جوي نمي رود". و يا مي گٿت: "اين حرٿ را

همين جا بگذاريد زير ٿرش ". معني اش اين بود كه ما به شما دختر نمي دهيم . بزرگان قوم را به جان پدر دختر مي انداختند تا بالاخره جواب ((بله)) بگيرند و اگر مصر نبودند با اندكي دلتنگي و كدورت از خانواده دختر پي كار خود ميرٿتند .

خازندي يا خواستگاري

بعد از انجام كارهاي اوليه و مواٿقت خانوادهي دختر از طرٿ خانوادهي پسر شبي براي خازندي تعيين مي گرديد و اين موضوع از قبل به اطلاع پدر دختر مي رسيد. در شب خواستگاري پدر پسر چند نٿر ار بزرگان ٿاميل و يا ريش سٿيدان محل را دعوت مي نمود. معمولا شام را دز خانه پسر مي خوردند و بعد از شام به اتٿاق هم به منزل دختر مي رٿتند. پدر دختر هم به همين نسبت از بزرگان ٿاميل دعوت به عمل مي آورد و در خانه منتظر مهمانان بود.

بعد از ورود مهمانان و تعارٿات معمول صرٿ چاي و ميوه بزرگترين ٿرد ٿاميل داماد ته طور رسمي مساله خواستگاري را مطرح مي نمود. معمولا جمله را بسيار خاضعانه ادا مي نمود و مي گٿت: پسر ٿلاني را به ٿلامي خود قبول كنيد و يا آقاي ٿلاني (پدر داماد)از شما دس مره و يا قليون اوكر مي خواهد.

ٿاميل دختر براي گفتن بله به يكديگر تعارٿ مي كردند و بالاخره پدر دختر بله را مي گٿت و همه ي حضار صلوات مي فرستادند و مادر دختر از همه با چاي شيرين پذيرايي مي نمود.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 9 PM  توسط EHSAN | 
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 4 PM  توسط EHSAN | 
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 4 PM  توسط EHSAN | 
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 4 PM  توسط EHSAN | 
Milad&Ehsan
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 4 PM  توسط EHSAN | 
Milad&Ehsan

دوستان -ما به به دنبال تصاویر زیبا هستیم با کمک شما می توانیم آن هارا جمع آوری کنیم.mailto:venus_2006_7@yahoo.com

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 3 PM  توسط EHSAN | 
Milad&Ehsan
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 3 PM  توسط EHSAN | 

savadkooh-milad&ehsan

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 3 PM  توسط EHSAN | 
فردوسی :    (( که مازندران شهر ما یاد باد     همیشه برو بومش آباد باد ))      

                       (( هوا خوشگوار و زمین پر نگار     نه سرد و نه گرم و همیشه بهار))

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 3 PM  توسط EHSAN | 

در باره ی سوادکوه

شهرستان سوادکوه یکی از شهرستانهای پانزده گانه استان مازندران است که در البرز مرکزی و در مجاورت استان تهران قرار گرفته و شهر پل سفید مرکز آن با شهر ساری مرکز استان مازندران 70 کیلومتر فاصله دارد.

سوادکوه از سمت شمال به شهرستان قائمشهر و از سمت جنوب به شهرستان فیروزکوه و استان تهران و از سمت غرب به شهرستان بابل و از سمت شرق به شهرستان ساری و ارتفاعات دودانگه(وهمچنين نواحي كه درتقسيمات جديد به سمنان پيوسته است) محدود است.

 

 

 جمعیت

بر اساس آخرین سرشماری عمومی کشور جمعیت آن68286 نفر بوده و مساحت آن به 2078 کیلومتر مربع می‌‌رسد. این شهرستان با ترا کم نسبی جمعیت 9/32 نفر در هر کیلومتر مربع مساحت، دارای پائین‌ترین میانگین در سطح شهرستانهای استان مازندران است.

 تقسیمات کشوری

شهرستان سوادکوه از دو بخش بنامهای مرکزی و شیرگاه، چهار شهر بنامهای پل سفید، زیرآب، شیرگاه و آلاشت. شش دهستان بنامهای سرخ کلا با 20 آبادی، راستوپی با 69 آبادی، ولوپی با 52 آبادی، کسلیان با 17 آبادی، شرق و غرب شیرگاه با 31 آبادی و دهستان لفور با 29 آبادی تشکیل شده است.

  • بخش مرکزی شهرستان سوادکوه
    • دهستان راستوپی
    • دهستان سرخکلا
    • دهستان ولوپی
    • دهستان کسلیان

شهرها: آلاشت، پل سفيد و زیرآب

شهر: شیرگاه

 تاریخ

سوادکوه در دوران مختلف تاریخ، محدوده ثابتی نداشته و مرزهای آن در اثر عوامل طبیعی، اقتصادی و سیاسی تغییر یافته است. یافته‌های باستان‌شناسی بهمراه اسناد و نوشته‌های تاریخی حاکی از آن است که سوادکوه از نواحی کهن طبرستان و ایران بوده و انسجام بافت اجتماعی و فرهنگی آن در دوران اساطیری ایران ریشه دارد. این ناحیه همواره در تعیین مسیر تاریخ طبرستان حضور مؤثر داشته و مورد توجه حکام دولت مرکزی بوده است. مورخینی مانند ابن اسفندیار تا قبل از قرن دهم هجری قمری آن را جزئی از ناحیه تپورستان در ایالت فرشوادگر ذکر کرده‌اند که از شرق تا جرجان، از غرب تا دیار آذربایجان، از جنوب تا نواحی ری، قومس و دامغان وسعت داشت.

احتمالاً نام فرشوادگر که در آثار مورخینی نظیر استرابون یونانی، ابن اسفندیار، میر ظهیرالدین مرعشی و کتاب اوستا از آن یاد شده ترکیبی از واژه‌های تبری فرش به معنی دشت و جلگه، واد به معنی کوه و گر به معني دروازه باشد. در برخی دیگر از منابع تاریخی مانند التدوین آمده که نام قدیم سوادکوه پتشخوارگر و پتشخرگر بوده و فرمانروایان و امرای بسیاری از این منطقه برخاسته‌اند. این ناحیه جای رخدادهای اساطیری مانند ورود و سکونت فریدون پادشاه پیشدادی، پیکار رستم پهلوان مشهور شاهنامه فردوسی با دیوان مازندران، و نیز وقایع تاریخی مانند عبور اسکندر مقدونی در جنگ با داریوش سوم آخرین پادشاه هخامنشی شمرده شده است.

در روایات شاهنامه فردوسی و اوستا، کتاب دینی پیروان آئین زرتشت آمده است که سوادکوه در گذشته محل زندگی انسان‌های متمدنی بوده که آئین دیوسنائی داشته و با اشو زرتشت دشمنی می‌‌ورزیدند.

واژه‌هائی نظیر دیوا، دی، دوآزرک و دا که اکنون نیز در زبان بومیان این نواحی رایج می‌‌باشد، از آن روزگاران به یادگار مانده است. نشانه‌هایی نیز از آئین میترائیسم و مهر پرستی در قرون اولیه میلادی و اواسط حکومت پادشاهان ساسانی، در این ناحیه وجود داشت. در زمان یزگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی، حکومت سرزمین سوادکوه به ولاش واگذار و لقب فرشواد جر شاه به او اعطا گردید.

ساکنین این ناحیه بدلیل وضعیت طبیعی منطقه در بدو ورود سپاهیان مسلمان به ایران، سالیان متمادی با آنها و عوامل خلفای اموی مبارزه کرده و حتی تا قرن چهارم هجری بزبان پهلوی سخن می‌‌گفته و با خط پهلوی کتابت می‌‌کرده اند. کتیبه‌ای نیز به خط پهلوی ساسانی در بنای باستانی برج لاجیم بر جای مانده مربوط به قرن پنجم هجری قمری است.

در عهد خلافت مأمون خلیفه عباسی، اسپهبد مازیار به جر شاه یا پادشاه کوهستان ملقب گردید. این کوه بخشی از کوههای آپارسن قدیم بود که در کتاب اوستا او پا میری یسنا خوانده می‌‌شد و اکنون نیز همین نام در سوادکوه وجود دارد.

در برخی از اسناد و نوشته‌ها، از جمله کتاب التدوین، سوادکوه را همان ناحیه مشهور فرشوادگر دانسته‌اند که در آثار مورخین مختلف فرشوادگر، پرشخوارگر، پتشخوارگر، پرخواتروس، فرشوادجر، پذشخوارگر نیز خوانده شده است.

درهمین کتاب ذکر شده که تا زمان حکومت فریدون، ششمین پادشاه پیشدادی ایران، سوادکوه جزء اقطار مازندران در حوزه فرشوادگر بوده و فریدون در ناحیه شیلاب یا تیلاب سوادکوه بزرگ شده است. در کتاب اوستا نیز آمده که فرشوادگر در جنوب دریای فرا فکرت قرار دارد و تخت گاه دیوان مازنی است.

در تحولات اجتماعی و تاریخی بعد از قرن پنجم تا اواخر قرن سیزدهم هجری قمری نیز همواره نام سوادکوه به‌عنوان منطقه‌ای امن و محفوظ مطرح بوده است. بهمین دلیل بافت فرهنگی، اجتماعی و تمدن غنی و باستانی این منطقه طی فراز و نشیبهای تاریخ دچار آسیب کمتری شده است.

نام این منطقه از واژه هند و ایرانی سو، زئو، دئو، گرفته شده که معادل واژه فارسی روشنائی و واژه عربی صاف است. واژه‌های شبیه آنها نیز کماکان در گویش و نام اماکن مختلف وجود دارد. واژه سات نیز در اغلب نقاط مازندران بجای واژه صاف و روشن بکار می‌رود. در سوادکوه نیز در نام روستای سات روآر، مرتع سوته، رودخانه ذبیر و در زیرآبو سئو رویا آب روشن، فرمانهای مختلف این واژه باستانی دیده می‌شود.

درحال حاضر نیز اهالی منطقه کوههای صاف و عاری از درخت را ساکو می‌‌خوانند که مخفف کلمه سات کوه یا کوه صاف می‌‌باشد.

عده‌ای نیز بر این عقیده‌اند که نام سوادکوه از کوه سوات گرفته شده که در جنوب شرقی روستای چرات در دهستان ولوپی واقع شده و در ارتفاعات آن آثاری از تمدن قدیم مشاهده می‌شود که احتمالاً بدلیل استقرار حاکمان قدیم سوادکوه بر جای مانده است.

با توجه به اینکه واژه سات با دگرگونی واژه سئو یا دئو پدید آمده و به معنی صاف روشن در جملات بکار می‌رود بهتر آن است که نام سوادکوه را بر گرفته از واژه سات کوه یا کوه صاف و بدون درخت بدانیم. در حال حاضر نیز واژه‌های سات روآر به معنی آب زلال و روشن، سئو درکا به معنی زلال و صاف، ذیب لا به معنی روشن و در گویش بومیان منطقه بکار می‌رود.

عده‌ای از محققین نیز معقدند که نام سوادکوه با تغییر واژه کهن فرشوادگر به فرشواد کوه سپس تبدیل آن به سوادکوه پدید امده است.

در بر خی از اسناد و کتب تاریخی اسامی دیگری مانند قارن کوه، شروین کوه، جبال شروین و کولاچی نیز برای این ناحیه بکار رفته است. میرظهیرالدین مرعشی نیز در میان وقایع تاریخی قرن هشتم هجری قمری آن را گلابی نامیده که علت آن معلوم نیست.

 اقلیم

شهرستان سوادکوه در یک دره وسیع طولانی ودر دامنه‌های شمالی رشته کوههای البرز مرکزی واقع شده است. حوزه کلی این ناحیه از منتهی الیه جلگه‌های جنوبی، و 30 کیلومتری دریای خزر آغاز ده و با شیب بسیارتند به سوی جنوب کشیده می‌شود. پوشش ارتفاعات تا بلندی 2000 متری سرسبز و جنگلی و از آن به بعد مرتعی، خشک با آب و هوای سردسیری می‌‌باشد.

جهت شرقی و غربی این ارتفاعات به موازات سواحل دریای خزر مانع و سد بزرگ برای تبادل جریان‌های جوی بین این دریا و فلات مرکزی یاران بوده و جریانهای غربی به همراه ابرهای باران آورکه از غرب اروپا به ایران می‌‌رسند در کنار دیواره‌های این کوهستان محبوس شده و باعث ریزش برف و باران فراوان و سودمند می‌شوند. بخش مرکزی این رشته کوهها در سوادکوه قرار دارد. ارتفاعات و تپه ماهورهائی که از جنوب به شمال کشیده شده‌اند به سرعت بلندی خود را از دست می‌‌دهند و به جلگه مازندران و بر حاشیه جنوبی شهرستان قائم‌شهر منتهی می‌شوند. آبادیهای فراوانی نیز در دل این ارتفاعات قرار داشته و در سطح شهرستان سوادپراکنده اند.

دهستان راستوپی از مجموعه کوههائی تشکیل شده که بلندترین نقطه آن بنام قله قدمگاه، 3651 متر از سط ح دریا ارتفاع دارد. حوزه ارتفاعات و دره‌های شلفین نیز منطقه ولوپی را تشکیل می‌‌دهند که ارتفاع آنها از جنوب به شمال و متمایل به شرق کاسته شده و بلندترین نقطه این ناحیه نیز 3500 متر از سطح دریا ارتفاع دارد. شهر آلاشت در ارتفاع 1800 متری شیب شرقی این ناحیه واقع شده است.

دهستان لفور از مجموعه دره‌ها و ارتفاعات تشکیل شده است که بلندترین نقطه آن بنام روستای بورخانی، 1651 متر از سط ح دریا ارتفاع دارد. حوزه ارتفاعات و دره‌های لفور شامل ارتفاعات منطقه امام کلا ودره مرزیدره، دره میرارکلا، دره آذز(خربمرد) ارتفاعات اسبوکلا و دره موزین را تشکیل می‌‌دهند که ارتفاع آنها از غرب به شرق و متمایل به سمت رشته کوه البرز افزایش می‌‌یابد که این دره‌ها و ارتفاعات به به دره‌ها و ارتفاعات وسو منطقه لفور را در غرب شهرستان سوادکوه پدید آورده‌اند که دارای جنگلهای انبوه و بسیار زیبائی می‌‌باشد.

اختلاف ارتفاع زیاد در فواصل اندک و شیب زیاد زمین سبب شده است که آب و هوا و پوشش گیاهی سوادکوه بسیار متنوع باشد.

بارندگی بیشتر در ارتفاعات این شهرستان بصورت برف در نواحی کم ارتفاع شمالی بصورت باران رخ می‌دهد.

نواحی قشلاقی آن در ارتفاع 200 الی 750 متر و ارتفاع بالا از 1700 متری تا نواحی ییلاقی و مراتع، کاملاً متمایز از یکدیگرند. مراتع این ناحیه از بهترین و غنی‌ترین مرتع‌های کشور بشمار می‌روند.

 اقتصاد و فرهنگ

شهرستان سوادکوه از نظر اقتصادی یکی از محرومترین شهرستان‌های استان مازندران است. در گذشته‌ای نه چندان دور مراتع غنی این منطقه منبع درآمد ساکنین آن بود و مردم این ناحیه اکنون نیز به علت شرائط مناسب اقلیمی به دامپروری اشتغال دارند. تا قبل از ملی شدن مراتع و اصلاحات ارضی سوادکوه یکی از مهم‌ترین تأمین کننده مواد لبنی و گوشتی بازار تهران و مازندران به شمار می‌رفت.

در حال حاضر نیز سوادکوه از قطب‌های دامپروری استان مازندران است و یکی از بهترین نژادهای گوسفند زل در این ناحیه پرورش داده می‌شود.

بعلت کوهستانی بودن منطقه کشاورزی در این شهرستان از رونق چندانی برخوردار نیست و در نواحی جنوبی آن کشت گندم، جو و ارزن در گذشته مرسوم بود. کشت و کار در نواحی جلگه‌ای شمال آن و در حومه شهر شیرگاه دارای رونق بیشتری است و برنج کاری قسمت اصلی تأمین معاش و گردش امورات اقتصادی آن بشمار می‌رود. در اوایل قرن چهاردهم قمری با کشف منابع عظیم زغال سنگ، در ناحیه البرز مرکزی، بسیاری از بومیان این منطقه در این بخش مشغول بکار شده و کار در معادن و امور جنبی آن چهره اقتصادی سوادکوه را دگرگون نمود.

علاوه بر ذخائر عظیم ذغال سنگ، منابع معدنی دیگر مانند فلورین و سیلیس نیز از در آمدهای اقتصادی این ناحیه بشمار می‌رود و عده کثیری نیز در خدمات مربوط به راه آهن دولتی کشور اشتغال دارند.

جنگلهای سوادکوه، نیز نقش اندکی در امورات اقتصادی ناحیه دارند. این شهرستان دارای 1050000 هکتار جنگل آباد و مرغوب، 160000 هکتار جنگل نامناسب و 108000 هکتار مرتع می‌‌باشد.

صنایع دستی نیز در گذشته از منابع در آمد سوادکوه به شمار می‌‌رفت و در حال حاضر بعلت مهاجرت جمعیت آن و عدم توجه جوانان، بخش ناچیزی از درآمدها را بخود اختصاص داده است.

این شهرستان با توجه به دارا بودن جاذبه‌های متنوع گردشگری، با اجرای سیاست‌های مناسب در بخش گردشگری تغییرات مثبت فراوانی را در همه جوانب اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی شاهد خواهد بود.

از صنایع موجود در منطقه می‌توان به کارخانه چوب لاجیم، اشباع تراورس شیرگاه، کارخانه فرآورده‌های چوبی گله و سنگده دودانگه اشاره کرد.

از نظر سوابق فرهنگی نیز منطقه سوادکوه دارای پیشینه‌ای بسیار روشن در ایران بوده و شخصیت‌های بزرگی را در علوم مختلف به جامعه علمی کشور تقدیم کرده است. در حال حاضر نیز ساکنین این شهرستان از فرهنگ اصیل، سنتی و بسیار غنی برخوردارند که در رفتار اجتماعی آنان نیز نمود یافته است. وسعت زیاد و شرائط سخت اقلیمی و طبیعی باعث گردیده که به ایجاد موسسات فرهنگی و آموزش عالی در سوادکوه کمتر توجه شود ولی با روند موجود امید به توسعه آن می‌رود.

[ویرایش] پیوند به بیرون

شهرستان سوادکوه شیرگاه

پرتال رسمی شهرستان سوادکوه

[ویرایش] آثار باستانی شهر ستان سواد کوه

برج لاجیم از بزرگ‌ترین آثار باستانی این شهر ستان و همچنین استان ماندران برج لاجیم است که در قرن 5 هجری قمری در روستای لاجیم بنا گردید که دارای جاذبه‌های توریستی بسیاری است

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 3 PM  توسط EHSAN | 

                                        (( بیوگرافی رضا خان پهلوی))
رضا
شاه کبیر در ۲۴ حوت ۱۲۵۶ (ربیع‌الاول ۱۲۹۵ هجری قمری) در روستای آلاشت از توابع سوادکوه مازندران زاده شد. پدرش عباسعلی، سرهنگ فوج سوادکوه، و مادرش زهرا (نوش‌آفرین) که از مهاجرین قفقاز بود. پدربزرگ رضاشاه، مرادعلی خان نام داشت که افسر ارتش بود که در محاصره هرات در سال ١٢٢٧ کشته شده بود .
مراد علی خان هفت پسر داشت. پسر اول او چراغعلی خان بود که درتهران زندگی می کرد و دارای مقامی در قشون بود. پسر دوم او نصرت الله خان نام داشت که یاور فوج ِ سوادکوه بود و رضاشاه چندی در زیر دست او خدمت کرده بود . عباسعلی خان پدر رضا شاه فرزتد هفتم مراد علی خان بود .

عباسعلی خان مشهور به داداش بیک در سال ١١٩٣ خورشیدی در آلاشت متولد شده و در نوجوانی حرفه سپاهیگری را چون نیاکان خود پیشه کرده بود . عباسعلی خان در فوج سوادکوه به حرفه سپاهیگری اشتغال داشت . وی با درجه نایبی در سال ١٢٣٥ در جنگ سوم افغان شرکت کرد.

رضا شاه کبیر از ازدواج دوم عباسعلی خان با نوش آفرین پا به عرصه وجود گذاشت لیکن عمرش چنان دراز نبود که شاهد برآمدن سرداری باشد که به ایران هدیه کرده بود . وی شش ماه پس از تولد رضا شاه رخت به سرای باقی کشید .

رضا شاه به تشویق دایی خود ابوالقاسم بیگ در سال ١٢٧٧خورشیدی همراه دائی خود مامور فوج سوادکوه شد لیکن به دلیل ناسازگاری با نصرالله خان یاور فوج سوادکوه از آن واحد استعفا داد و با پیوستن به کاظم آقا در فوج قزاق تا کودتای سوم اسفند ١٢٩٩در آن واحد خدمت کرد .
رضا شاه در فوج قزاق به علت دلیری و رشادت به سرعت ترقی کرد . وی در این واحد در نبردهای فراوانی ازجمله سرکوب سالار الدوله در سال ١٢٩٠ به فرماندهی فرمانفرما شرکت داشت .
رضا شاه که از هرج و مرج و زبونی حکومت احمد شاه و نابسامانی ایرانیان به ستوه آمده بود در روز سوم حوت ۱۲۹۹ با قوای قزاق تحت فرماندهی خود و به همراه سیدضیاءالدین طبا طبائی –مدیر روزنامه رعد - وارد تهران شد و ادارات دولتی و مراکز نظامی را تصرف کرد. در این حرکت نزدیک به صد تن از درباریان و روحانیون بازداشت و زندانی شدند. احمدشاه و محمدحسن میرزا (ولیعهد) به کاخ فرح‌آباد ‌گریختند و فتح‌الله خان سپهدار رشتی (نخست‌وزیر) به سفارت انگلیس پناهنده شد.
سرنجام احمد شاه قاجار ناچار شد رضاشاه را به فرماندهی دیویزیون قزاق و وزارت جنگ و سیدضیاءالدین طباطبایی را به نخست‌وزیری منصوب کند. کابینه سید ضیاء (معروف به کابینه صدروزه) بزودی ساقط شد و سردار سپه از احمدشاه فرمان نخست وزیری گرفت . پس از خروج احمد شاه از کشور رضا شاه برقراری یک رژیم جمهوری را در کشور در سر داشت لیکن زیر فشار روحانیون و مجلس شورای ملی و مردم از این نیت منصرف شد . مجلس شورای ملی در سال ١٣٠٤ به پاس خدماتی که رضا شاه برای استقرار امنیت و تحکیم قدرت حکومت مرکزی انجام داده بود مقام فرماندهی کل قوا را در کنار مقام نخست وزیری به وی اعطا کرد.

پس از خروج احمد شاه قاجار از کشور ، نمایندگان مجلس پنجم‌ شورای‌ ملی‌ در روز ۹ آبان ۱۳۰۴ خورشیدی ماده واحده‌ای را تصویب کردند که به موجب آن احمد شاه از سلطنت خلع شد و حکومت‌ موقت‌ به " شخص آقای ‌رضاخان پهلوی"‌ سپرده شد و "تعیین تکلیف حکومت قطعی" به مجلس مؤسسان واگذار شد. سپس با تشکیل مجلس‌ موسسان، در ۲۱ آذر ۱۳۰۴، سلطنت ایران‌ به‌ "اعلیحضرت‌ رضا پهلوی" واگذار شد. در بیست و چهارم آذرماه سال ۱۳۰۴ خورشیدی، رضاشاه پهلوی در مجلس شورای ملی حاضر شد و با ادای سوگند به قرآن رسماً به عنوان سردودمان پهلوی وظایف سلطنت را به عهده گرفت. مراسم تاج‌گذاری رضاشاه در ۴ اردیبهشت ۱۳۰۵ انجام شد.
هنگامی که رضا شاه پهلوی بر مسند سلطنت نشست، جهان در میانه دو جنگ جهانی نفسی می‌کشید. رضاشاه پهلوی، برنامه گسترده‌ای را برای سامان اداری و اقتصادی کشور به دست گرفت. ایران فاقد نظام اداری، ارتش منسجم، راه، نظام بانکی و اقتصادی مدرن بود و شیوه ملوک الطوایفی جایی برای قدرت مرکزی نگذاشته بود.

از منظر بین‌المللی نیز شرایط، چندان آرام نبود. ایران در محاصره نیروهای بزرگ، روسیه در شمال و انگلیس در جنوب بود. انگلیس می‌کوشید از ایران به عنوان راهی برای سلطه‌جویی‌ خود در هند و خاور دور بهره بگیرد.در روز سوم شهریور ۱۳۲۰ نیروهای شوروی از شمال و نیروهای بریتانیا از جنوب به بهانه حضور اتباع آلمانی در ایران به ایران حمله کرده و به سمت تهران آمدند.
رضا شاه که تاب مشاهده اشغال ایران را نداشت برای آرام کردن اوضاع ناچار به استعفا شد و سر انجام با مساعی شادروان محمد علی فروغی و به رغم مخالفت انگلیس سر انجام متفقین با جانشینی او بوسیله فرزندش محمد رضا شاه موافقت کرده و او به سلطنت رسید .
دولت انگلستان که از اقدامات ضد استعماری رضا شاه کبیر ناخشنود بود وی را تحت نظر از بندرعباس با کشتی خارج کرد و آن سردار بزرگ با دلی پر خون و در حالی که چنگی از خاک ایران را با خود داشت آن بندر را به مقصد جزیره موریس که انگلیسها برای تبعید او در نظر گرفته بودند ترک کرد . رضا شاه کبیر که به علت آب و هوای نامساعد آن جزیره بیمار شده بود پس از مکاتبات و گفتگوهای طولانی با مامورین انگلیسی سرانجام موفق شد که از آن جزیره بد آب و هوا به شهر ژوهانسبورگ در افریقای جنوبی منتقل شده و تحت نظر قرار گیرد . رضا شاه کبیر همچو فرزندش دور از وطن در روز

۴ مرداد ۱۳۲۳ در ژوهانسبورگ درگذشت. پیکر رضا شاه کبیر سپس به مصر منتقل و پس از تشییع با تشریفات رسمی در در آن‌جا به امانت گذارده شد . در اردیبهشت ماه سال ۱۳۲۹ پیکر مومیائی شده سردار به خاک میهن بازگردانده شد و پس از انتقال به حضرت عبدالعظیم در آرامگاهی که ویژه او بنا شده بود به خاک سپرده شد .



خدمات رضا شاه کبیر


رضا شاه پهلوی طی شانزده سال سلطنت درگیر تکوین دولت مدرن در ایران بود. در این هنگامه‌ بود که آلمان به رهبری آدولف هیتلر جنگ جهانی دوم را آغاز کرد. خدمات رضا شاه کبیر به ایران و ایرانیان را نمی توان به طور کامل در اینجا درج کرد ، تنها اشاره کوچکی به خدمات آن بزرگمرد کافی است تا همه پی ببرند که ایران امروز بدون رضا شاه هیچ بود .
  • سرکوب غائله جنگل و خراسان و تحکیم قدرت حکومت مرکزی در آذر بایجان و مازندران
  • سرکوب یاغیان در سراسر اسران از جمله کاشان و لرستان
  • تشکیل ارتش نوین ایران ، متحدالشکل شدن جامه لشگرین و تصویب قانون نظام وظیفه در سال ١٣٠٣

  • برچیدن حکومت دست نشانده شیخ خزعل در خوزستان و بازگرداندن این خطه به دامن میهن
  • احداث راه آهن سراسری با کمترین امکانات مالی و فنی
  • بنیانگزاری دادگستری به جای محاکم شرع ، الغای کاپیتولاسیون و سپردن محاکم به قضات حقوقدان ایرانی
  • تأسیس بانک ملی ایران و کوتاه کردن دست بانکهای انگلیس از دارائیهای دولت
  • بنیانگزاری نیروی دریائی
  • بنیانگزاری نیروی هوائی با خرید چند هواپیمای یونکرس از آلمان
  • الغای امتیاز نشر اسکناس توسط بانکهای خارجی و اختصاص آن به بانک ملی
  • تاسیس موزه جواهرات ملی ایران
  • تدوین تعرفه گمرکی و واریز در آمدهای آن به حساب دولت
  • الغای امتیازنفتی دارسی و عقد قرارداد جدید بر اساس منافع ایران با با شرکت نفت ایران و انگلیس
  • کارگذاردن نخستین سنگ بنای دانشگاه تهران در سال ١٣١٢ و راه اندازی آن یکسال پس از این تاریخ
  • تأسیس بانک کشاورزی
  • تدوین و اجرای قانون معروف به کشف حجاب و تغییر البسه مردان
  • تاسیس و راه اندازی کارخانجات دخانیات ایران
  • تأسیس بانک رهنی برای گسترش خانه سازی در کشور
  • اعزام اولین دسته از دانشجویان ایرانی برای آموختن فنون جدید به اروپا
  • ساختن راه ارتباطی با شمال ایران و بنای تاسیساتی چون پل ورسک و تونل کندوان در دل کوهها
__________________
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 3 PM  توسط EHSAN | 
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 2 PM  توسط EHSAN | 
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 2 PM  توسط EHSAN | 
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 2 PM  توسط EHSAN | 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

با عرض سلام خدمت تمامی وبلاگ خوانان عزیز که به وبلاگ ما

اومدین، خوشحالمون کردین امیدواریم که بتونیم خواسته ها تونو

برآورده کنیم. ما (احسان ومیلاد) از اونجا که خودمونم

سوادکوهی هستیم وبه وطنمون هم علاقه شدیدی داریم این

وبلاگوساختیمو میخوایم تو این وبلاگ کمی تصویر و اطلاعات

بهتون بدیم. لطفا به وبلاگ  هم پسران سوادکوه(احسان و میلاد)

یه سری بزنین. این وبلاگ رو هم منو میلاد باهم طراحی کردیم

اماهنوز کامل نشده، تنها خواسته ما از شما اینه که نظراتتون رو

بنویسیدتا ما هم تصاویربکرواطلاعات خوبیو واستون بذاریم. 

دوستداران شما میلاد مختاری سنگدهی و احسان

غضنفری سوادکوهی 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 11 PM  توسط EHSAN | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
این وبلاگ در بهمن ماه سال 1386 توسط احسان غضنفری کلنگ خورد امید است تا بتوانیم تصاویر جالبی برایتان بگذاریم. ومن الله التوفیق احسان غضنفری سوادکوهی

نوشته های پیشین
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
پیوندها
دانلود نرم افزار
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان


explorer blog

UK Grand WINNER!!